X
تبلیغات
مغناطیس درمانی - انرژي درماني

مغناطیس درمانی

بنا به آلودگی های روز افزون ما به فکر افتادیم!

انرژي درماني

                                         استفاده از طب انرژي

 

طب انرژي شاخه‌اي علمي از پزشكي است كه به بررسي ارتباط بدن انسان با انرژي‌هاي الكتريكي، مغناطيسي، ميدان‌هاي الكترومغناطيسي مانند نور و صوت، همچنين انواع ديگر انرژي نظير جاذبه، انرژي گرمايي، انرژي شيميايي و فشار؛ نحوه پاسخ‌دهي بدن به اين انرژي‌ها؛ امكان كاربرد اين انرژي‌ها به منظور حفظ سلامت، پيشگيري و درمان بيماري‌ها مي‌پردازد.

تا چند دهه پيش ميدان‌هاي انرژي زيستي از نظر پزشكي روز وجود خارجي نداشت. در حالي كه اكنون ما نه تنها وجود چنين ميدان‌هايي را به صورت علمي ثابت مي‌كنيم، بلكه مي‌توانيم نحوه توليد آن و اين‌كه چگونه در اثر بيماري‌ها تغيير مي‌يابند را نيز توضيح دهيم.

امروزه با كمك علم فيزيك مي‌دانيم كه همه ما يك انرژي جمعي و از يك سرچشمه‌ايم. در واقع آن‌چه هست، فقط سطوح مختلف ارتعاش است. تمام شكل‌هاي ماده در سطوح مختلف، انرژي ارتعاشي دارند. ما از ميدان‌هاي انرژي متراكم‌تر كه آن را بدن فيزيكي مي‌ناميم و ميدان‌هاي كم‌تراكم‌تر (ميدان‌هاي انرژي لطيف) تشكيل شده‌ايم. فرايند افزايش انرژي و سامان يافتن ميدان‌ انرژي لطيف،‌ فرايند شفا است. و انسان نمي‌تواند سطح آگاهي هشيار خود را بالا ببرد مگر اين‌كه ذهنش را با حقيقت و عشق بپالايد.

حيات وابسته به انرژي فوتون متصاعد شده از خورشيد است. در چرخه حيات، نخست فوتون به وسيله كلروفيل درختان جذب مي‌شود تا در فرآيندي شيميايي (فتوسنتز) با ديگر مواد تركيب شده و در نهايت گلوكز و اكسيژن به دست آيد.

از ديدگاه فيزيك و مطابق با نظرات ريچارد فينمن برنده جايزه نوبل سال 1965 برهمكنش الكترومغناطيسي، نقش بنيادي در بيولوژي ايفا مي‌كند. الكترومغناطيس مسئول ساختار و رفتار اتم‌ها، مولكول‌ها، سلول‌ها و در نهايت بدن انسان مي‌باشد. و در اصل ارگانيسم انسان يك سيستم الكترومغناطيسي است.

از ديرباز در شرق، اعتقاد بر اين بوده كه سلول‌هاي زنده نوعي انرژي تحت عنوان «نيروي حيات» Qi,Chi) و Prana ) از خود ساطع مي‌كنند. بر همين اساس، صدها سال است كه متخصصان طب سوزني تلاش مي‌كنند با تحريك نقاطي از بدن و متعادل ساختن نشر اين تشعشع بتوانند تعدادي از بيماري‌ها را درمان كنند.

در سال 1960 كشف شده كه سلول‌هاي زنده نوعي نشر همدوس به نام «بيوفوتون» از خود منتشر مي‌كنند. امروزه از ديدگاه بيوفيزيك يك ارگانيسم زنده مجموعه‌اي پيچيده از بارهاي الكتريكي است كه به گفته فينمن تنها از طريق فوتون‌ها بر هم اثر متقابل دارند. بنابراين در ارگانيسم زنده بيوفوتون‌هايي وجود دارد كه با اجزاي ارگانيسم يعني اتم‌ها،‌ مولكول‌ها، ماكرومولكول‌ها،‌ ارگان‌ها و كل بدن برهمكنش دارند.

Ruth  و Popp نشان دادند كه حيوانات، گياهان و انسان‌ها تحت شرايط خاصي شروع به تابش يا جذب فوتون مي‌كنند كه قابل اندازه‌گيري است. در سال 1972 آلن و همكارانش تابش فوتون از سلول سفيد چند هسته‌اي را در طي فاگوسيتوز كشف كردند. در سال 1976 نلسون و همكارانش موفق به كشف تابش فوتون از ماكروفاژ‌ها شدند. روشجر‏، گرانيگر و كليما نخستين كساني بودند كه موفق شدند طيف فوتون متصاعد شده از فاگوسيت‌ها را اندازه‌گيري كنند. طيف فوتون متصاعد شده از فاگوسيت‌ها نزديك به طول موج‌هاي 480،630،700 نانومتر است و نوعي واكنش مهم سيستم ايمني محسوب مي‌شود. ايجاد سوراخ با سوزن در طب سوزني سبب حمله فاگوسيت‌ها و توليد بيوفوتون با طول موج 630 نانومتر در محل تحريك مي‌شود. كاربرد روزمره طب انرژي در پزشكي مدرن در تشخيص و درمان به شرح زير است:

تشخيص

       q          Xray

       q          MRI

       q          اندازه‌گيري فعاليت الكترومغناطيسي بدن توسط:

-         نوار قلب (Electrocardiogram=ECG)

-         نوار مغز(Electroencephalogram=EEG)

-         نوار عضله (Electromyogram=EMG)

درمان:

-         دستگاه محرك اعصاب پوستي (Transcutaneous Nerve Stimulator)

-         ضربان‌ساز قلب (Pacemaker)

-         دفيبريلاتور (دستگاه شوك قلبي) (Defibrilator)

-         ليزر

-         الكتروكوتر

-          Radio Frequency

 

دكتر اينتهون Einthoven با اختراع دستگاه الكتروكارديوگراف و ثبت انرژي الكتريكي قلب موفق به دريافت جايزه نوبل در سال 1924 شد و حدود 25 سال بعد دكتر برگر Berger با اختراع دستگاه الكترو انسفالوگراف، ثبت و اندازه‌گيري ميدان انرژي الكتريكي مغز را انجام داد و ثابت شد:

        1.          ارگان‌هايي مثل قلب و مغز قادرند جريان‌هاي الكتريكي توليد كنند.

    2.     اين جريان‌هاي الكتريكي به طريقي در تمام بدن منتشر مي‌شوند و مي‌توان آنها را در هر نقطه از بدن به وسيله الكترودهايي در سطح پوست ثبت و اندازه‌گيري نمود.

از طرفي قانون آمپر در فيزيك بيان مي‌كند:

« وقتي جريان الكتريسيته از يك جسم هادي مثل يك سيم و يا يك موجود زنده مي‌گذرد، يك ميدان مغناطيسي در فضاي اطراف آن ايجاد مي‌شود.

از آنجا كه بافت‌هاي  بدن انسان (مغز و رشته‌هاي عصبي و قلب و عروق و عضلات) هادي الكتريسيته هستند در اطراف بدن انسان هم، يك حوزه الكترومغناطيسي به نام ميدان بيومغناطيسي (Biomagnetic Field) وجود دارد.

در سال 1963 Baule  و  McFee در دانشگاه Syracruise نيويورك با استفاده از دو سيم پيچ كه هر يك 2 ميليون دور داشت، ميدان بيومغناطيسي قلب را اندازه گيري نمودند و اعلام كردند: « قدرت آن معادل يك ميليونيوم ميدان مغناطيسي زمين است»

مايكل فارادي دانشمند انگليسي، در سال 1831، پديده القاء را براي اولين بار به طور علمي توضيح داد:

«با حركت دادن يك آهنربا در مجاورت يك جسم هادي، جرياني قابل اندازه‌گيري در آن جسم هادي به وجود مي‌آيد.»

قانون القاء فارادي كه يك قانون زيربنائي از علم الكترومغناطيس به شمار مي‌آيد، بعدها، پايه‌گذار علم نوين زيست‌شناسي مغناطيسي (Magnetobiology)شد كه به بررسي تاثيرات ميدان‌هاي مغناطيسي بر روي موجودات زنده مي‌پردازد.

به طور همزمان در دانشگاه Cambridge تحول بزرگي در طب انرژي اتفاق افتاد:

Zimmermann دستگاهي به نام دستگاه تداخل كوانتومي فوق هادي Super Conducting Quantum Interference Device   (SQUID)ساخت، كه منجر به دريافت جايزه نوبل شد. او با اين دستگاه توانست با دقت بسيار بالاتري نسبت به دستگاه‌هاي قبلي، وقايع الكترومغناطيسي درون و بيرون بدن را ثبت و اندازه‌گيري كند.

دستگاه Pulsed electromagnetic field (PEMF): در اوائل دهه 70 ميلادي Brighton  و  Basset در دانشكده پزشكي و جراحي دانشگاه كلمبيا در نيويورك، توانستند با استفاده از ميدان الكترومغناطيسي با فركانس بسيار پائين (ELF) Extremely Low Frequency استخوان‌هايي را كه پس از شكستگي به هيچ عنوان جوش نخورده بودند حتي پس از گذشت 40 سال التيام دهند.

 

مكانيسم علمي شفابخشي با دست:

در سال 1773 فرانس آنتوان مسمر با حركات دست در اطراف بيماران درمان‌هايي انجام داد و معتقد به وجود نوعي مغناطيس حيواني (Animal Magnetism) بود.

در حال حاضر، در سراسر جهان ـ از كشورهاي جهان سوم گرفته تا كشورهاي پيشرفته ـ روش‌هاي مختلف شفابخشي با انرژي دست، با استقبال بسيار گسترده مردم و پزشكان مواجه شده و به موازات طب رايج، در منازل، مطب‌ها، كلينيك‌ها و حتي بيمارستان‌هاي بزرگ براي حفظ و ارتقاي سلامتي و بهبود كيفيت زندگي و پيشگيري و درمان بيماري‌ها و ناتواني‌هاي مراجعين استفاده مي‌شود.

مثال‌هايي از رايجترين مكاتب شفابخشي با دست:

       q          Hands On Healing

       q          Reiki

       q           Pranic Healing

       q          Spiritual Human Yoga (SHY)

       q           Polarity

       q          Psychic Healing

       q          Therapeutic Touch

       q          Quantum Touch

       q          Quantum Touch

       q          Chi Qong & Tai Chi

 

دكتر Zimmerman  در تحقيقات خود نشان داد:

1.    درمانگران انرژي در سبك‌هاي مختلف از دستان خود ميدان مغناطيسي با فركانس بسيار پايين با ماهيتي ضربان دار EMF به طرف بدن بيمار ساطع مي‌كنند. (مشابه با دستگاه PEMF كه منجر به ترميم بافت‌هاي بدن مي‌گردد)

2.    شدت اين ميدان مغناطيسي نسبت به هر ميدان زيست مغناطيسي ديگري بيشتر است. (1000 بار قوي‌تر از ميدان مغناطيسي قلب يك‌ميليون بار قوي‌تر از ميدان مغناطيسي مغز)

3.        چنين كيفيتي در اطراف دستان افراد عادي كه براي شفابخشي آموزش نديده‌اند مشاهده نمي‌شود.

پژوهشگران دانشگاه استانفورد با به كارگيري وسايل حساسي كه جريان انرژي ورودي به بدن را اندازه‌گيري مي‌كنند مشخص كردند كه انرژي ريكي از تاج سر (چاكراي تاجي) درمانگر وارد و از دست‌هاي او خارج مي‌شود. به نظر مي‌رسد انرژي ريكي وقتي فعال شد در خلاف جهت حركت عقربه‌هاي ساعت و با حركتي مارپيچي شبيه مارپيچ‌هاي دو گانه DNA جريان مي‌يابد.

در سال 1939، سميون كرليان Semyon Kirlian يك مهندس برق اهل روسيه متوجه شد وقتي افراد تحت درمان با دستگاه الكترو تراپي قرار مي‌گيرند بين الكترود دستگاه و دست بيمار، جرقه ضعيفي ايجاد مي‌شود كه توسط فيلم حساس، قابل ثبت است. و اين كشف باعث ساخت دوربين كرليان Kirlian Camera گرديد.

-     40 سال تحقيق كرليان و همسرش در مورد حوزه بيومغناطيسي بدن انسان و ساير موجودات نشان داد كه اشياء بي‌جان بر خلاف موجودات زنده تصويري به دست نمي‌دهند. همچنين هاله انرژي اطراف انگشتان دست انسان در حالت سلامت، كاملا منظم و در زمان بيماري نامنظم است.

حوزه انرژي انسان مجموعه‌اي از تشعشات انرژي حياتي است كه در فضاي اطراف بدن موجود مي‌باشد.

اين حوزه انرژي كه در زبان عامه با نام هاله معروف است توسط متخصصان فيزيك به نام ميدان تشعشعي موجود زنده ناميده مي‌شود. اين ميدان محدوده وسيعي از طيف الكترومغناطيسي ـ از ماوراي بنفش (10 به توان 15 هرتز) تا فركانس‌هاي بسيار پايين (در حد چند هرتز) ـ را شامل مي‌شود. در انتهاي پايين اين طيف امواج الكتريكي مغز و قلب وجود دارد كه با وسايل معمول طب رايج قابل اندازه‌گيري مي‌باشند. در انتهاي بالاي طيف، امواجي وجود دارند كه توسط شمارش‌گرهاي حساس فوتون قابل سنجش مي‌باشند. در روش تصويربرداري كرليان به يك ميدان الكتريكي پرفركانس ـ پرولتاژ نياز است.

طريقه عكسبرداري به اين صورت است كه دست فرد بر روي يك ورقه كاغذ عكس‌برداري يا فيلم قرار مي‌گيرد و خود اين فيلم بر روي يك صفحه فلزي (آلومينيومي) گذاشته مي‌شود كه توسط جريان الكتريسيته شارژ شده است و فضاي بين فيلم و صفحه فلزي را يك صفحه شيشه‌اي پر مي‌كند.

هنگامي كه تصوير برداري به اين روش ثبت مي‌شود، شعاع‌هايي از نور ديده مي‌شوند كه از انگشتان فرد خارج شده و در اطراف دست شخص خودنمايي مي‌كنند، كه حاصل الگوي تداخلي بين حوزه انرژي فرد با ميدان الكتريكي فوق خواهد بود.

براساس شيوه‌هاي طب شرقي از جمله طب سوزني، انرژي بدن  در مسيرهايي به نام نصف‌النهارهاي انرژي يا مريديان‌ها جريان دارد. اين مسيرها كه هر يك مربوط به يكي از اعضاي بدن مي‌باشد در انتهاي انگشتان ختم مي‌گردد. علاوه بر طب سوزني، در دانش‌هاي ديگر همچون بازتاب‌شناسي و سوجوك‌تراپي نيز نظير اين ايده وجود دارد.

براساس اين علوم تحقيقات مختلفي در دنيا انجام شده كه از جمله آنها تحقيقات 14 ساله پروفسور پيتر مندل آلماني بر روي 800‌هزار  تصوير GDV مي‌باشد.

بر اين اساس سيستمي با نام تحليل منطقه‌اي Sector analysis شكل گرفته است كه با كمك آن مي‌توان از حوزه انرژي انگشتان جهت پي‌بردن به اعضاي مختلف بدن استفاده كرد. روش تصويربرداري GDV در واقع شيوه بسيار پيشرفته عكسبرداري كرليان مي‌باشد. كه در آن از روش‌هاي تفسيري نوين و فن‌آوري و محاسبات پيچيده كامپيوتري در جهت تحليل تصاوير ثبت شده استفاده مي‌گردد. در اين شيوه از ميدان با خصوصيات خاص و زمان تخليه ويژه براي ثبت تصاوير خاصي كه به آنها Beogram گفته مي‌شود، استفاده مي‌گردد.

خصوصياتي همچون يك‌نواختي يا عدم يكنواختي تصاوير، سوراخ‌ها، بريدگي‌ها و بيرون‌زدگي‌هاي انرژي نشان دهنده سلامتي و بيماري فرد مي‌باشد.

از سال 2002 بيوالكتروگرافي با دستگاه GDV به دنيا معرفي گرديد كه ابتدا در روسيه شروع شد و سپس به اروپا و آمريكا راه پيدا كرد و همزمان با همين موج نوين، در ايران نيز از سال 2004 در مركز تحقيقاتي طب مكمل و جايگزين واقع دربيمارستان ميلاد تهران، با كمك دستگاه GDV ثبت انرژي اطراف بدن در تعداد بسياري از افراد داوطلب انجام شده و نتايج تحقيقاتي جالب توجهي توسط تيم پزشكان اين مجموعه علمي، آموزشي، پژوهشي به دست آمده است. از آنجا كه بسياري از بيماري‌ها (تقريبا تمامي آنها) قبل از بروز در جسم سبب ايجاد تغييراتي در هاله يا حوزه انرژي افراد مي‌شود‏، لذا امروزه در تعداد زيادي از بيمارستان‌ها  و درمانگاه‌ها و موسسات تحقيقاتي كشورهايي نظير آمريكا، انگلستان، اسپانيا و آلمان از اين شيوه براي بررسي حالات سلامتي و بيماري‌ افراد استفاده مي‌شود.

برخي از ويژگي‌ها و توانايي‌هاي اين دستگاه عبارتند از:

1.         سنجش وضعيت روحي افراد و تعيين ميزان استرس آنها

2.        بررسي و تحليل مراكز انرژي (چاكراها)

3.        تعيين ميزان انرژي اعضاء مختلف بدن

4.        سنجش سير بيماري

5.        سنجش پاسخگويي بيماران در طي درمان

6.        بررسي آثار مدي‌تيشن و ساير تكنيك‌هاي ذهن ـ بدن

7.        بررسي همخواني و هماهنگي و تاثير افراد بر روي يكديگر

8.        بررسي و تحليل اثر مواد، داروها و امواج بر حوزه انرژي انسان

9.        مقايسه انرژي بين دو نيمه راست و چپ بدن

با توجه به اين واقعيت علمي كه بسياري از بيماري‌هاي بشر امروزي، در ذهن و روان (به عنوان ماهيت‌هاي ادغام شده با حوزه انرژي زيستي انسان) ريشه دارد، با اين سيستم مي‌توان بيماري‌هاي متعددي را حتي پيش از وقوع تشخيص داده، براي درمان در مراحل اوليه به تيم‌هاي پزشكان متخصص در هر زمينه ارجاع داد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 11  توسط محمد عطاری  |