تبليغاتX
مغناطیس درمانی
بنا به آلودگی های روز افزون ما به فکر افتادیم!

الكترو مگنتيک تراپي

تاثير درماني مفناطيس (امواج آهن ربايي) بر بدن از زمان هيپوكرات در طب باستاني شناخته شده و در چين قديم نيز كاربرد داشته است. ميدانهاي مغناطيسي در زندگي انسان نقش مهمي درند و اين نقش زماني قابل درك مي‌شود كه بدانيم زمين خود يك مغناطيس بزرگ است و بسياري از موجودات زنده حيات خود را بر اساس اين تغييرات تنظيم مي كنند و اين ميدان مغناطيسي بر سلامت موجودات تاثير بسزايي دارد.
ميدان مغناطيسي بصورت عادي در طبيعت وجود دارد و انسان نيز توانسته است اين ميدانها را بسازد. يك ميدان مغناطيسي وقتي ايجاد مي‌شود كه از يك هادي مثلاً يك بوبين Air-core جريان الكتريكي عبور كند. اين ميدان به شكل دايره است و شدت آن قابل اندازگيري است. در واقع چگالي شدت مغناطيسي از خطوط نيروي مغناطيسي در اطراف و مركز بوبين ايجاد مي‌شود. كه مي‌توان آن را با واحد Gauss يا Tesla اندازه‌گيري كرد.
استفاده از ماگنتوتراپي از قرن 17 به شكل گسترده‌اي در سراسر دنيا مورد توجه و مطالعه قرار گرفته است. اين شيوه درماني بر اين اساس استوار است كه همه چيز در ماهيت، الكتريكي هستندو در نهايت همه انرژي‌ها، انرژي الكتريكي مي‌باشند. با توجه به اينكه غشاي سلول و تمام عناصر داخل سلول داراي بار الكتريكي هستند، مي‌توان پروتوپلاسم (محتويات درون سلولها) را به عنوان يك سيستم ژنراتور در نظر گرفت كه شارژ الكتريكي بدن را تعيين مي‌كند و كاهش اين انرژي الكتريكي باعث ضعف و فقدان آن موجب مرگ مي‌شود. ماگنتوتراپي هم در نگهداري و حفظ سلامت بدن و هم در درمان نقش مؤثري دارد و بلافاصله باعث افزايش ميزان متابوليسم در سلول مي‌شود و در بافتهاي آسيب ديده باعث افزايش PH و اكسيژناسيون مي‌گردد.
بطور كلي مي‌توان اثرات سيستمهاي مگنتوتراپي (PMF) را بصورت زير خلاصه كرد:

1- وازوديلاتاسيون: اتساع عروقي به آساني توسط دوربينهاي گرما سنج (Thermo-camera) و كريستالهاي مايع بخصوص در اندامها قابل مشاهده است به علت عملكرد PMF يك جريان (ديس شارژ) از يونهاي كلسيم ايجاد مي‌شود كه باعث ريلكس شدن عضلات وريدها مي‌شود. در اين حالت Uptake اكسيژن در عروق خوني به آهستگي افزايش يافته و جريان خون بهتر مي‌شود كه به بدن اجازه ريلكس شدن مي‌دهد. اكسيژن و تغذيه بيشتر سريعتر به ارگانها مي‌رسد و مواد انباشته شده نيز سريعتر خارج مي‌شود. در اثر اين پديده متابوليسم سلولي در ناحيه‌اي كه جريان خون بهتري در مويرگها و بافت وجود دارد افزايش مي‌يابد. واكنشهاي بيوشميايي و بيوفيزيكي بعدي ارگانيسم اين است كه فشار نسبي اكسيژن در بافتها %200 افزايش يافته و شستشوي محصولات متابوليكي از سلولها ازدياد پيدا مي‌كند و در واقع اين اساس هر پروسه بهبودي است. در مورد وريدهاي اصلي مسدود اگرچه Renew نمي‌شوند، جريان كولترالهاي جديد پوست و جريان خون عضلات بهتر مي‌شود.

2- اثرات ضدادم: تظاهر اين اثر معمولاً پس از اولين يا دومين استفاده نمايان شده و بوسيله اندازه‌گيري ناحيه تحت تاثير ديده مي‌شود. اگر منشاء ادم بدخيمي بخصوص متاستاز به غدد لنفاوي باشد از اين اثر نمي‌توان استفاده كرد.

3- اثر ضد التهاب: اثر ضد التهاب اين روش در ايتئوميليت باكتريال كرونيك و حاد و نيز التهابات استريل آرتريت روماتوئيد ثابت شده است.

4- PMF: Relaxation در گرفتگي عضلات با منشاء Spondylogenic و گرفتگي عضلات به علت تجمع فرآورده‌هاي كاتابوليك اسيدي كه باعث درد مي‌شود مؤثر است.

5- التيام بافت (استخوان و بافت نرم): اين روش كارآيي خيلي خوبي در التيام بافت نرم استخوان دارد. اين نكته به اثبات رسيده است كه التيام به جريان خون بستگي دارد. خون در جريان اكسيژن، مواد غذايي و دارو را به بافت حمل مي‌كند. ترميم برپايه جريان خون افزايش يافته در بافت آسيب ديده به وسيله فعاليت ميتوتيك تقسيم سلولي و عملكرد ضد التهاب انجام مي‌شود PMF پروسه گرانولاسيون و اپيتلياليزاسيون را به وسيله سركوب عفونت و درد تسريع مي‌كند و بافت پيوندي زودتر ايجاد مي‌شود. استفاده از PMF به شكل قابل ملاحظه‌اي پروسه التيام بافتي را در بافت نرم استخوان تسريع مي‌كند و باعث بازگشت زودتر بيمار به زندگي عادي مي‌شود.

6- اثر آنالژيك: اثر PMF در شرايط دردناك التهابي يا با منشاء دژنراتيو كه غالباً درگيري سيستم لوكوموتيو وجود دارد ثابت شده است و همچنين آزمايشات يك اثر متقابل با اندورفين ها را نشان داده است. مزيت ديگر تاثير بر سندروم‌هاي راديكولر و سودوراديكولر است كه براي درمان، استفاده توام از مگنيتوتراپي و ليزر توصيه توصيه مي‌شود. در اين درمان كاهش درد پس از اولين جلسه ديده مي‌شود ولي بهبود كامل درد به زمان بيشتري نياز دارد. ممكن است در طي روزهاي اول درمان، بيمار احساس درد بيشتري كند. در اين صورت نبايد درمان را قطع كرد بلكه بايد طول مدت جلسات درمان را كوتاه نمود.
در ماگنتوتراپي از سه ميدان مثبت، منفي و پالسي استفاده مي‌شود:

1- ميدان مثبت: اين ميدانها اثرات درماني محدودي دارند و دردرمانهاي ماگنتوتراپي معمولاً از اينگونه ميدانها استفاده نمي‌شود. اگر ميدان مثبت با فركانس بالا در اطراف سر استفاده شود، مي‌تواند ترشح اندورفين را تحريك كرده و باعث وابستگي شود و اين يكي از جدي ترين عوارض ميدان‌هاي مثبت است. همچنين صدمه و استرس، يك واكنش مغناطيسي مثبت در محدوده استرس ايجاد مي‌كند كه براي درمان بايد از ميدان منفي بهره گرفت. در صدمه نخاعي يا فشار توده فضاگير روي نخاع و يا موارد MS مي‌توان از ميدان مثبت استفاده كرد و مثال ديگر تحريك هورمون هاي آدرنوكورتيكال توسط ميدان مثبت است.
2- ميدان منفي: تاثير ميدان مغناطيسي منفي بر كاهش درد از ميدان مثبت و MIX خيلي بيشتر است و اصولاً در ماگنتوتراپي از ميدان مثبت استفاده نمي‌شود. اثرات درماني ميدان منفي به طور كلي عبارتست از:
افزايش اكسيژناسيون سلول، افزايش مقاومت بدن در برابر عفونتهاي باكتريال و ويرال، كاهش ادم و التهاب، كاهش چربي و كلسيم انباشته شده در ديواره رگها، افزايش تمركز ذهني و رفع Hyperactivity ، مشكلات رفتاري، OCD و ساير اختلالات.

3- ميدان‌هاي پالسي: بهترين نتيجه درماني با ميدان‌هاي پالسي با فركانس پايين ديده شده است. در فركانس حدود 5Hz انقباض عروق (vasoconstriction) و در فركانس 10Hz انبساط عروقي (vasodilation) ديده مي‌شود. سلولها در فركانس 100-200Hz حداكثر پاسخ درماني را مي‌دهند. اين پاسخ در فركانس 50Hz شروع شده و اگر كم‌كم 25 پالس در ثانيه اضافه شود و به محدوده 100-200Hz برسد در طول 600 ثانيه، پروسه درمان كامل مي‌شود، بنابراين جلسات درماني طولاني لازم نيست. ميدان پالسي باعث افزايش ساخت استخوان و جلوگيري از كاهش استخوان مي‌شود.

فيلدهاي ماگنتيك پالسي براي ايجاد اثرات زير دربين بقيه شناخته شده تر است:

بهبود درد و التهاب، تحريك بافت افزايش جريان خون، ترميم بافت، افزايش relaxation (فركانس پايين) و افزايش حركات روده (فركانس بالا)، بيماريهاي مفصلي و صدمات ورزشي مثل كبودي، كشيدگي يا پيچ خوردگي ليگمان‌ها و عضلات Tennis Elbow تاخير در ترميم زخم، شكستگي هاي جوش نخورده، سردردها مثل ميگرن، بيماري‌هاي قلب و جريان خون، اختلالات متابوليك، نورالرژي برونشيت، سينوزيت، زخمهاي مزمن و حاد پوست، رفع دردهاي ناگهاني مثل هماتوم و Contusion و بيماري‌هاي مزمن، اختلالات منتال، Aging Process ، Addiction و بخصوص استنوپروز و دردهاي استخواني.
ماگنتوتراپي يك روش درماني بي‌خطر و Noninvasive است كه كنترانديكاسون خاصي ندارد و كنترانديكاسيون‌هاي آن همان موارد منع فيزيوتراپي است.

در درمان ماگنتوتراپي پارامترهاي زير مؤثرند:

  1. Frequency
  2. Amplitude
  3. Timing
  4. Orientation

يكي از موارد مهم ماگنتوتراپي تأثير بر استخوان است. تا سن 35 سالگي استخوان تشكيل مي‌شود و پس از آن توده استخواني كم كم شروع به كاهش مي‌كند. عوامل تغذيه‌اي بخصوص دريافت كلسيم، سطح فعاليت فيزيكي و فاكتورهاي ژنتيك در اين پروسه اهميت دارند. درشكستگي استخوان، يكي از عوارض مهم جوش نخوردن استخوان است (Non union) كه احتمال آن با افزايش سن زياد مي‌شود. PMF يا Pulsating Magnetic Field باعث تسريع پروسه جوش خوردن استخوان و افزايش توده استخواني Bone Mass شده و از Bone loss جلوگيري مي‌كند. در يك مطالعه در دانشگاه هاوايي در زنان يائسه بين 75-57 سال،‌ پس از 6 هفته مگنتوتراپي و پس از 12 هفته بعد از شروع درمان، مشاهده شد كه دانسيته استخوان به طور متوسط % 5/6 افزايش يافت.
بطور كلي دو نوع مغناطيس براي ماگنتوتراپي وجود دارد:
مغناطيس دائم و الكترومغناطيس همچنين شكلها و سايزهاي مختلف مغناطيسي براي ماگنتوتراپي موجود است. براي اغلب درمانهاي مغناطيسي از مديوم مغناطيسي به شكل ديسك با قدرت بالا (1500-3000gauss) استفاده مي شود. اين صفحات معمولاً با هم فروخته مي‌شوند قطب N و قطب S . دو قطب خواص درماني متفاوتي دارند. قطب N روي عفونتهاي باكتريال مؤثر است و قطب S براي درمان همه انواع دردها، ادم ها و ضعف ها كاربرد دارد. درمان در هر دو شكل Local و General انجام مي‌شود. در درمان موضعي قطب انتخاب شده به طور مستقيم روي ناحيه مورد نظر قرارمي‌گيرد يا اگر حساسيت و محدوديتي وجود داشته باشد در نزديكترين نقطه قرار مي‌گيرد. اگر عملكرد هر دو قطب ضروري باشد مغناطيس اصلي روي قسمت آسيب ديده قرارگرفته و ديگري زير كف دست يا پاشنه همان طرف واقع مي‌شود.
وقتي تمام بدن تحت اثر باشد هدف، درمان جنرال است و هر دو قطب زير كف دست يا پا قرار مي‌گيرد. قطب N در سمت راست و قطب S در سمت چپ واقع مي‌شود. براي قسمتهاي ناهموار، پيشاني،‌چشمها، گوشها، گونه ها، گردن، مچ دست و غيره مغناطيس هلالي شكل سراميكي كم قدرت (400-500 Gauss) بهترين شكل است.

در جلسات مگنتوتراپي:
1- بيمار نبايد بالفاصله پس از درمان حمام سرد بگيرد و يا غذا بخورد.
2- بيمار نبايد در طول درمان ساعت به دست داشته باشد.
3- بچه ها بايد از ميدان مغناطيسي دور نگه داشته شوند.
4- وقتي از دستگاه استفاده نمي‌شود بايد آن را در يك جعبه چوبي نگه داشت.
5- نبايد مگنتوتراپي با قدرت بالا را در مورد خانم هاي حامله بكار برد.
6- قطبهاي مغناطيس هاي پر قدرت نبايد نزديك يا بر روي هم قرار بگيرند.
7- تمام لوازم بيوماگنتيك بايد دور از آتش نگه داري شوند.

مختصري بحث علمي الكترو مگنتيك تراپي:
يكي از روشهاي موجود كه جديداً علم پزشكي جهت درمان استنوپورز از آن استفاده كرده است روش الكترومگنتيك تراپي مي‌باشد كه طبق تحقيقات انجام شده ميزان تراكم و دانسيته استخواني را پس از استفاده افزايش داده است. در مطالعات انجام شده مشخص گرديده است كه مكانيسم هاي پيزو الكتريكي در رشد، بهبود و نگهداري ساختار استخوان مؤثر است. تقريباً مشخص شده است كه امواج با فركانسهاي پايين الكترومگنتيك، باعث القاء جريانهاي الكتريكي در استخوان مي‌گردد كه در نهايت مكانيسم استخوان سازي را تحريك مي‌كند. همچنين امواج الكترو مگنتيك اثرات ثانوي ديگري نيز دارد كه در حفظ ساختار استخوان بطور غير مستقيم نقش عمده‌اي دارند اين اثرات عبارتند از:

1- بهبود جريان خون
2- افزايش غلظت اكسيژن در خون
3- بهبود ويسكوزيته خون
4- فعال كردن متابوليسم سلولي
5- بهبود عملكرد، ديفرانسيل و رژنراسيون سلولها
6- بهبود هماهنگي و ارتباطات ميان سلولها
و اما اثرات مستقيم امواج الكترومگنتيك برساختار استخوان شامل موارد ذيل مي‌باشد:
1- آهسته كردن يا توقف روند تحليل استخوان با ايجاد امواج پيزوالكتريك
2- كاهش مواد مواد بين بافتي استخوان با فعال كردن متابوليسم كلسيم و تحريك رسوب كلسيم در استخوان
3- مستقيماً باعث تنظيم سيستم هورموني مي‌گردد كه نقش كليدي و اساسي در تنظيم متابوليسم مواد معدني بازي مي‌كند.

مسئله مهم ديگري كه در درمان با امواج الكترومگنتيك مطرح است اينست كه بايد استفاده از امواج الكترو مگنتيك را با روشهاي ديگر درمان از جمله رژيم غذايي منظم حاوي كلسيم و روشهاي معمول بطور توام مورد استفاده قرار داد. يكي از دستگاه‌هاي مورد استفاده در اين مورد بصورت تشك‌هاي مولد امواج الكترومگنتيك مي‌باشد و بيمار بصورت درازكش حداقل 8 ساعت در شبانه روز روي آن استراحت مي‌كند.
ميزان تغييرات تراكم استخواني بيمار از طريق روش BMD (Bone Mineral Densitometry) يا استفاده از سيستم (Dual Energy X-ray Absorptiometry) DEXA در ابتدا و پس از اتمام دوره درمان يك ساله مورد بررسي قرارگرفته و نتايج معني داري را به همراه داشته است و همچنين ماركرهاي استخواني را براي بررسي چگونگي روند Turn over استخوان قبل و بعد از درمان مي‌توان اندازه‌گيري نمود. البته لازم به ذكر است برخي از مطالعات نتوانسته‌اند اثرات مثبت الكترو مگنتيك را در بهبود استخوان و بافتها نشان دهند همچنين برخي تحقيقات نيز مؤيد اين نظريه است كه نوع Static الكترومگنتيك كه شامل استفاده از Pad ، بانداژ و تشك است هيچ اثر مثبتي بر روند بهبود ساختار استخواني ندارند چون امواج الكترومغناطيسي آنها قادر به ايجاد امواج الكتريكي در استخوان نيستند. در كل نظرات متفاوتي در خصوص اين روش وجود دارد كه نياز به بررسي‌هاي بيشتر و دقيقتر را طلب مي‌كند. با انجام تحقيقات بيشتر مي‌توان فرضيه تأثير مثبت، امواج الكترو مگنتيك در ميزان دانسيته استخوان و استنوپورز را ثابت يا رد كرد.

برخي سوابق علمي در خصوص الكترومگنتيك تراپي

آنچه مهم است اينكه در كليه منابع علمي از عمال حركتي و ورزشي مخصوص، دارو درماني، هورمون درماني و تغذيه مناسب بعنوان اقدامات درماني در استنو پروزيس نامبرده شده است. اما در سالهاي اخير يكي از روشهاي اتخاذ شده، استفاده از امواج الكتريكي و الكترومگنتيك در پيشگيري و درمان استنوپروز مي‌باشد.
در يك بررسي انجام شده در سال 1989 كه توسط Aaron RK و همكارانش از دپارتمان بيوشمي و بيوفيزيك دانشگاه Rhode Island تحت عنوان تحريك استخوان سازي اندوكندريال توسط امواج الكترومگنتيك ضرباني كم انرژي، ارائه گرديد، بيان شده است كه PEMFS اثر واضحي در بهبود شكستگي‌هايي كه جوش نخوده‌اند از طريق افزايش كلسيفيكاسيون ماتريكس اكستراسولولار دارد. اين مطالعه همچنين نشان داد كه PEMTS در سنتز مولكولهاي ماتريكس نقش مهمي ايفا مي‌كند. از طرفي سنتز مولكولهايي غضروفي با PEMES نيز افزايش يافته و متواليا كلسيفيكاسيون اندوكوندرال تحريك مي‌گردد. نتايج حاصل از اين تحقيق پيشنهاد كرد كه انجام يك PEMF اختصاصي مي‌تواند در محيط بدن ماتريكس اكستراسلولار غضروفي را تغيير داده و متعاقباً روند استخوان سازي اندوكوندرال را افزايش دهد. تمام اين مراحل مي‌تواند در تمامي بيماريهايي كه با متابوليسم استخوان درگير هستند به وقوع پيوسته و موجب برطرف كردن اختلالات ايجاد شده مانند: بهبود شكستگيها، استنوپروز و بيماريهاي مشابه گردد.
در مطالعه ديگري كه در دانشكده پزشكي دانشگاه هاوايي در محل بيمارستان و كلينيك Straub توسط Tabrah F و همكارانش انجام گرفت و درسال 1990 بصورت مقاله‌اي تحت عنوان

Bone changes in osteoporsis – prone women exposed to pulsed electromagnetic fields (PEMFs)

ارائه شد اثر PEMFS بر ميزان تراكم استخوان و در زنان مبتلا به استنوپروز تحت بررسي قرار گرفت. در اين مطالعه گروه هدف 12 هفته هر روز بمدت 10 ساعت در معرض PEMF قرار گرفتند BMD گروه هدف قبل، حين انجام PEMF و بعد از خاتمه 12 هفته اندازه‌گيري گرديد. BMD انجام شده از نوع دنسيتومتري تك فوتوني بودو نشان داد كه افزايش بارز و برجسته‌اي در محل تحت درمان طي دوره قرارگيري در معرض PEMF ايجاد گرديده است همچنين در بررسي و پيگيريهاي بعدي كه 36 هفته پس از اتمام درمان با PEMF انجام شد. مشخص كرد كه در طول مدتي كه از امواج PEMF استفاده نشده است كاهش واضحي در BMD ايجاد شده است. نتايج نهايي اين تحقيق PEMF را در پيشگيري استنوپروز مؤثر دانسته و آنرا بعنوان يكي از راهكارهاي جديد در غلبه بر اين مشكل پيشنهاد كرده است.
در يكي ديگر از مطالعات انجام شده در كشور تركيه كه بطور مشترك توسط Cemil sert از دپارتمان بيوفيزيك و Mustafa Deniz از دپارتمان آناتومي دانشگاه Harran و M.Zahir Duz از دپارتمان شيمي دانشكده هنر و علوم و Abdurrahman Kaya, Feyzan Aksen از دپارتمان بيوفيزيك دانشكده پزشكي دانشگاه Dicle انجام گرفته و درتاريخ June 28, 2002 در مجله Journal of Bone and Mineral Metabolism به چاپ رسيد از EMF به عنوان يك جايگزين بسيار مناسب و قوي در درمان استتوپروز نامبرده شده است در مطالعه اخير اثر امواج با فركانس پايين (50Hz) و شدت كم (1mT) در مدت 6 هفته در آزمايشگاه بر موشهاي آزمايشگاهي كه بعلت برداشتن تخمدان دچار استنوپروز شده بودند بررسي گرديد. در اين مطالعه يك گروه مشابه بعنوان گروه شاهد و يك گروه بعنوان گروه آزمون در معرض EMF قرار گرفتند در اندازه‌گيري‌هاي آزمايشگاهي بعمل آمده اختلاف فاحشي در ميزان سطح Li,Mg,Ca و كراتينين در دو گروه مشاهده نگرديد. نتايج نهايي طرح حاكي از بهبود ميزان استخوان از دست رفته در گروهي كه تحت معرض EMF قرار گرفتند داشت.

ساير اثرات سيستم‌هاي مگنتوتراپي را مي‌توان به طور كلي به صورت زير نام برد:

1- وازوديلاتاسيون
2- اثرات ضدادم
3- اثر ضد التهاب
4- Relaxation
5- التيام بافت(استخوان و بافت نرم)
6- اثر آنالژزيك

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 10  توسط محمد عطاری | 


Javascripts